ادب آن است که وقتی از منزل خود بیرون رفتی هر کس را که مشاهده کردی او را از خود بهتر بدانی
امام حسین
غم عالم همه ریگ بیابــــــــــون فلک ورچید و در دامون ما کرد فایز
بسم الله الرحمن الرحيم...؛ اين وصيت حسين بن علي است به برادرش محمد حنفيه. حسين گواهي مي دهد به توحيد و يگانگي خداوند و اين که براي خدا شريکي نيست و محمد(ص) بنده و فرستاده اوست و آئين حق( اسلام) را از سوي خدا( براي جهانيان) آورده است و شهادت مي دهد که بهشت و دوزخ حق است و روز جزا بدون شک به وقوع خواهد پيوست و خداوند همه انسان ها را در چنين روزي زنده خواهد نمود.
با سلام خدمت همه دوستان و معذرت خواهی از همه به خاطر اینکه مدتی بود پست جدیدی رو به قول معروف نیاپیده بودم (البته قولش معروف نیست) امشب اولین شب ماه محرم بود ، ما که نرفتیم روضه خونی آخه خیلی سرد بود البته چند تا مهمون هم داشتیم (اگه نداشتیم هم باز نمیرفتم به همون دلیل) برا این پست وصیت نامه امام سوم شیعیان امام حسین رو نوشتم خدا کنه ...
امام در وصيت نامه اش پس از بيان عقيده خويش درباره توحيد و نبوت و معاد، هدف خود را از اين سفر اين چنين بيان نمود:
من نه از روي خودخواهي و يا براي خوشگذراني و نه براي فساد و ستمگري از شهر خود بيرون آمدم؛ بلکه هدف من از اين سفر، امر به معروف و نهي از منکر و خواسته ام از اين حرکت، اصلاح مفاسد امت و احياي سنت و قانون جدم، رسول خدا(ص) و راه و رسم پدرم، علي بن ابي طالب(ع) است. پس هر کس اين حقيقت را از من بپذيرد( و از من پيروي کند) راه خدا را پذيرفته است و هر کس رد کند( و از من پيروي نکند) من با صبر و استقامت( راه خود را) در پيش خواهم گرفت تا خداوند در ميان من و بني اميه حکم کند که او بهترين حاکم است. و برادر! اين است وصيت من به تو و توفيق از طرف خداست، بر او توکل مي کنم و برگشتم به سوي اوست.
ملک در آسمان سنگ می تراشد ندانم شیشه عمــــر که باشد
برو فایز نگــــــــــــــه در طالعت کن که شاید شیشه عمر تو باشد فایز
مثل اینکه چند روز پیش بود در تربیت معلم شهید مطهری شیراز از اتاق لرای یاسوجی و دهدشتی بیرون و وارد اتاق عربای خوزستانی شدم و بعد از چند دقیقه از اتاق اونا هم اومدم بیرون و تو اتاق هنری ها هم سرکی کشیدم و با آقا علی و دوربین فیلمبرداریش اومدیم وسط سالن (خوابگاه ها ویلایی ، چهار اتاقه و محوطه بزرگی به عنوان سالن) خلاصه ی این اومدن و رفتنا به جنگ بین لرها و عربها انجامید، لر بود که با سر و صدا سطل آشغالو پرت میکرد و داد می زد عربای... نمی ترین نمیترین (یعنی عربای ... نمی تونین نمیتونین ) و عربا هم صدای تعل تعلشون سالن رو برداشته بود .بعد از نیمساعت بزن و بکوب اشک از چشمان دو گروه سرازیر میشد نه ببخشید اشک نبود چون اشک از چشم سرازیر میشه اما اینا که از بالای چشم می ریخت بله اینا به قول لرها او تیل (آب چشم) نبود بلکه آبای گندیده سطل آشغال بود که از سر و روشون می ریخت . خلاصه با کلی خنده و با اتمام جنگ دوربین در دست رفتیم اتاق خودمون دیدم که همه ناراحتند و دو سه تا از بچه های جیرفت و کهنوج هم اونجان ، بله زلزله بم ، منم با دیدن این تصاویر... مثل اینکه خدا داشت از من انتقام می گرفت و با اون دو بهم زنی و اذیت و آزار لرا و عربا حالا داشتم عزای بچه های کرمان رو میدیدم (تو این بچه ها یکیشون از بم بود و در رشته هنر تحصیل میکرد و تمام خونواده شو تو این حادثه از دست داد). پارسال که با یکی دو تا از دوستامون راهی کرمان شدیم و به شهر بم رفتیم ، با ورود به شهر خیال کردیم تازه زلزله اومده همه چیز درهم و برهم و نسبت به رخداد زلزله هیچ تغییری تو شهر ندیدیم، اگر تغییری هم بود فقط مختص قبرا بود (قبرهای خانوادگی که در عمرشون این جور کنار هم نخوابیده بودند الان راحت کنارهم با یه سنگ تاریخ در دل خاک خفته بودند ، قبر خواننده سنتی کشورمون مرحوم بسطامی هم که ...) نمی دونم این همه پول و این همه کمکهای مالی و ... کجا استفاده شده بود شاید برای ... ، ارگ که همون بود با همون خرابیها فقط بلیطش صد تومان گرونتر شده بود. دیگه زیاد شد در آخر یاد و خاطره ی هموطنان بمیمون رو گرامی میداریم و همچنین یادی می کنیم از خواننده خوش صدای موسیقی سنتیمون ایرج خان بسطامی و همین جا مرگ نابهنگام خواننده خوب و محبوب موسیقی پاپ مرحوم ناصر عبداللهی رو هم به خانواده ایشان و خانواده موسیقی ایران تسلیت میگیم.
