فرمان دادم بدنم را بدون تابوت و موميايي به خاك بسپارند تا اجزا بدنم ذرات خاك ايران را تشكيل دهد كوروش
بدل گفتـــم مکن این قدر فریاد که اندرخرمـــــــن صبر آتش افتاد
بسوزد شمع سان فایز سرا پا گهی کان چشم شهلا بردر افتاد فايز
سلام به همگي دوستان؛ مدتي بود با چند تن از دوستان سخت گرفتار بوديم ، اونم به خاطر راه اندازي پايگاه انتخاب رشته آزمون سراسري 86 ،چند تا روبدبخت كرديم نميدونم ولي خدارو شكر ديروز تموم شد. اين بار پست رو ميني پستش ميكنم و كوتاه مينويسم چون كيبورد كامپيوترم خرابه با صد بدبختي كلماتو سرهم ميكنم .در ضمن اينم بگم از محدود دفعاتيه كه روز مي آپم.
از خدا پرسیدم چی دوست داری ؟ گفت : سخاوت . دیوانه گفت: حماقت . غم گفت: ملامت . کوه گفت: صلابت . معشوق گفت : نگاهت . فدای تو که گفتی : رفاقت. (درضمن صداقت هم بود ولي كو صادق!!!)
اينم خلاصه اي از وصيت كوروش كبيره ، خوشحال ميشدم اينارو آقايوني ميخوندن كه خداي ادعان و سخت به اين دنيا و مال و منالشون چسبيدن و همچنين ...
((فرزندان من چون من بميرم تن من را در سيم و زر نپوشانيد و به گوهرها ميارائيد بلكه با شتاب آن را به خاك بسپاريد زيرا چه سعادتفرزندان من چون من بميرم تن من را در سيم و زر نپوشانيد و به گوهرها ميارائيد بلكه با شتاب آن را به خاك بسپاريد زيرا چه سعادتي از اين بالاتر كه آدمي به خاك برگردد خاكي كه پردازنده و پرورنده همه چيزهاي نيكوست. چون همه عمر دوستدار مردمان بوده ام كام من آن است كه پس از مرگ نيز به آغوش خاك برگردم خاكي كه مردمان را به سان مامي نيكوكار و مهربان است .))
